بازار برای كارآفرینان دانشگاه است

بازار براي كارآفرينان دانشگاه است

مظفر عبدالله در آستانه سی‌سالگیِ كار در سال 1379 تصمیم گرفت سهامش در كارخانه دلپذیر را بفروشد و خود را بازنشسته كند كه به صورت كاملا اتفاقی با استاندار وقت كرمانشاه آشنا شد و به پیشنهاد او برای كار و تولید به این استان رفت.

برای كارآفرین شدن و راه‌اندازی یك واحد تولدی مهم‌تر از اینكه چه محصولی خروجی كار شماست، نوع نگاه جدیدی است كه به تولید آن كالا دارید و این اصل رقابت را در روزگار جدید ما رقم می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌زند. حتما اولین بودن در هركاری از اهمیت بسیاری برخوردار است ولی بسیاری از نخستین بودن‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رقم خورده است و حالا چاره كار در داشتن ایده جدید در تولید كالاهایی است كه پیش از این تولید شده است و شما با نگاه و تفكری تازه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توانید همان محصول تكراری را به كالایی كاملا جدید تبدیل كنید. مثلا تعداد زیادی واحد تولید رب گوجه‌فرنگی در كشور وجود دارد و اگر شما بخواهید واحد جدیدی تاسیس كنید حتما باید به اشباع بودن این بازار فكر كنید اما داشتن ایده‌ای نو می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند بازار را برای شما به گونه‌ای دیگر رقم بزند و حتی مشتریانی كه سال‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌عادت كرده‌اند كه از برندی خاص خرید كنند تغییر موضع بدهند و مشتری شما بشوند. اتفاقی كه كارخانه روژین ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌در تولید محصولات خوراكی به خصوص رب گوجه‌فرنگی رقم زد و با ایده‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌متنوع و نو در تولید محصولات توانست مشتریان بسیاری را باوجود اشباع بودن بازار جذب كند. كارخانه‌ای كه در نزدیكی كرمانشاه قرار گرفته است و در فصل برداشت گوجه‌فرنگی و تولید رب تازه حال و هوایی بسیار خاص به خود می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیرد و همه‌جا پر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود از سرخی گوجه‌هایی كه در هر گوشه از حیاط كارخانه چرخ می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خورند تا وارد خط تولید و تبدیل به انواع محصولات شوند. مجموعه‌ای صنعتی كه سید مظفر عبدالله بنیان‌گذار و مدیرعامل آن است.

او متولد 1331 شمسی در واران یکی از ده‌های هفتگانه دهستان جاسب در منطقه دلیجان است. روستای آن‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌باوجود اینكه وسعت چندانی ندارد ولی در صنعت و كارآفرینی كشور جایگاه وی‍ژه‌ای دارد زیرا مرحوم حاج سید محرم ناصری بنیان‌گذار حلواشكری عقاب هم اهل همین روستا است. مظفر عبدالله 4 ساله بود كه خانواده‌اش به تهران مهاجرت کردند و در خانه‌ای استیجاری در خیابان گرگان ساكن شدند. او در این منطقه درس خواند و دیپلم گرفت و بعد از آن هم در سال 1350 با گرفتن پذیرش در رشته حسابداری وارد موسسه عالی حسابداری شد.

او هم‌زمان با تحصیل در دانشگاه از ترم دوم شروع به كار كرد و در اولین قدم در شرکت كامیون‌سازی ماك كه از سوی اصغر قندچی راه‌اندازی شده بود و در كنار تولید با همكاری ماك امریکا قطعات و لوازم ‌یدکی کامیون به ایران وارد می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌كرد به عنوان حسابدار پاره‌وقت مشغول شد. او با حقوق ماهانه 100 تومان شروع به کار كرد ولی در سال 1353 با پایان تحصیل، زمانی که برای رفتن به خدمت سربازی آماده می‌شد درآمدش نزدیک به 800 تومان شد و همه این‌ها به دلیل تلاش و پشتكاری بود كه مسئولان شركت ایرانی- آمریكایی ماك در او می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دیدند. مظفر عبدالله با پایان تحصیل به سربازی رفت و باتوجه به اینكه بازیكن بسکتبال بود به عضویت تیم بسکتبال پادگان درآمد و حتی كاپیتان تیم شد و به نایب قهرمانی مسابقات نیروی‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نظامی كشور رسید.  البته او در زمان سربازی هم در شركت ماك كار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌كرد و  مدیرعامل شركت با رفتن او موافقت نكرد و حتی برای اینكه خودش را بعد از پادگان به شركت برساند، ماشینی در اختیارش قرار داد. او در شركت ماك حتی به عنوان عضو هیئت مدیره و مدیر مالی هم انتخاب شد.

در سال 1357 و با پیروزی انقلاب اسلامی شركت ماك دستخوش تحولات بسیاری شد ولی مظفر عبدالله برای چند سال در این مجموعه باقی ماند تا اینكه با پیشنهاد پدر همسرش حاج سید جلیل ناصری  كه از كارآفرینان قدیمی كشور و بنیان‌گذار برند حلواشكری عقاب بود، مواجه شد. در آن زمان مرحوم سید جلیل مالک کارخانه‌ای دیگری هم در جاده قدیم کرج با نام «شرکت تولیدی گرمدره» بود که با برند وجین محصولاتش را تولید می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌كرد. او به عبدالله پیشنهاد داد که در قبال حقوق به مراتب بیشتر و درصدی از سود شرکت مدیریت تولیدی گرمدره را برعهده گیرد، كاری كه اصلا به تجربه‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پیشینش ربطی نداشت ولی در نهایت آن را پذیرفت. خود او در گفت‌و‌گو با یكی از روزنامه‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌محلی كرمانشاه در این‌باره گفته است: «کار من میل‌‌لنگ و سیلندر و لوازم ‌یدکی خودرو بود که هیچ ربطی به رب و کنسرو و کمپوت و بقیه مواد غذایی شرکت گرمدره نداشت. از طرفی جدا شدن از گذشته بسیار سخت است. همیشه ترس این وجود دارد که آنچه دارید از دست بدهید و چیزی هم به دست نیاورید. اما من علاقه خاصی به شروع کارهای جدید دارم و به همین دلیل پیشنهاد را پذیرفتم.»

 البته در آن زمان باتوجه به تحولات سیاسی كشور و جنگ تحمیلی شرایط تولید در بیشتر كارخانه‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌از جمله گرمدره خوب نبود ولی مظفر عبدالله به دنبال آن بود كه با اقداماتی تا جای ممكن به شرایط كارخانه سر و سامان بدهد. او تحولات و سامان‌دهی را از منابع انسانی شروع كرد و بعد هم تمركز خود را بر برندسازی و افزایش كیفیت محصولات گذاشت. معتقد بود باید به منفعت بلندمدت كارخانه فكر كرد به جای اینكه با كارهای مقطعی و ضربتی تنها به سامان‌دهی شرایط پرداخت. او صبح‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌برای رسیدگی به دفاتر حسابرسی به دفتر مركزی حلواشكری عقاب در میدان اعدام و بازار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رفت و ظهر هم راهی كارخانه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شد. مظفر عبدالله بازار را دانشگاه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌داند و در گفت‌وگو با یكی از سایت‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌مرتبط با این شركت گفته است: «بهترین راه رسیدن به حقیقت، در نظر گرفتن واقعیت است. من آن موقع می‌دانستم که باید واقعیت بازار را بپذیرم. میدان اعدام و بازار واقعیت بود. من بدون درک این واقعیت نمی‌توانستم در تولید موفق شوم و به همین خاطر به بازار دانشگاه میدان اعدام می‌‌گفتم. در آنجا کسانی حضور داشتند که نبض بازار در دستشان بود و با یک تلفن می‌توانستند برند و محصولی را از خاک بلند کنند و یا زمین بزنند. از طرفی من در آنجا دوستانی پیدا کردم که هنوز هم با آن‌ها ارتباط دارم و در بسیاری از فعالیت‌ها به هم کمک می‌کنیم.»

مدت زیادی از كارش در كارخانه گرمدره (وجین) نگذشته بود که با مدیریت شرکت پگاه آشنا شد كه در آن زمان علاوه بر تولید شیر از سیستم قوی توزیع هم برخوردار بود؛ عبدالله كه بخشی از مشكل كارخانه وجین را در پخش می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دید، به مدیران پگاه پیشنهاد داد كه محصولات شركت آن‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌را هم در كنار محصولات لبنی توزیع كنند؛ موضوعی كه با موافقت آن‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رو‌به‌رو شد و به همكاری نزدیك‌تر بین مجموعه پگاه و وجین منجر شد. با گسترش همكاری‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌مدیر كارخانه پگاه به مظفر عبدالله پیشنهاد داد كه در كارخانه دلپذیر كه خریداری كرده بودند شراكت كنند. باتوجه به اینكه شركت دلپذیر مجموعه‌ای بزرگ و شناخته‌شده محسوب می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود، مظفر عبدالله با پدر همسرش صحبت كرد و در نهایت آن‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌با فروش وجین توانستند 50 درصد سهام كارخانه دلپذیر را خریداری كنند. مظفر عبدالله به عنوان یكی از مدیران ارشد كارخانه دلپذیر انتخاب شد و در سال 1375 تصمیم گرفت در كنار كار ادامه تحصیل هم بدهد. او باتوجه به نیازی كه در خود برای مدیریت مجموعه‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌صنعتی احساس می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌كرد، در رشته كارشناسی ارشد مدیریت پروژه و تولید در سازمان مدیریت صنعتی ادامه تحصیل داد. خودش در این‌باره گفته: «تفکرم مربوط به سال‌ها پیش بود و نیاز داشتم که از نظر علمی به‌روز شوم.»

روژین‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ چگونه جان گرفت؟

مظفر عبدالله در آستانه سی‌سالگیِ كار در سال 1379 تصمیم گرفت سهامش در كارخانه دلپذیر را بفروشد و خود را بازنشسته كند كه به صورت كاملا اتفاقی با استاندار وقت كرمانشاه آشنا شد و به پیشنهاد او برای كار و تولید به این استان رفت. او در سال 1380 شركت روژین‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تاك را ثبت و زمینی به وسعت 24 هكتار برای تولید رب گوجه‌فرنگی و نوآوری در این زمینه خریداری كرد. در سال 1381 پروژه روژین رسماً آغاز و در مرداد 1392 اولین خط تولید با ظرفیت 1100 تن افتتاح شد. هم‌اكنون حدود 500 نفر در كارخانه روژین تاک به صورت مستقیم و 3600 کشاورز نیز از طریق کشت گوجه برای این مجموعه كار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌كنند. بزرگ‌ترین مشكل پیش روی عبدالله در راه‌اندازی كارخانه رب روژین تهیه و تامین گوجه‌فرنگی مورد نیاز بود و به همین منظور او خانه به خانه با مالكان زمین‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌كشاورزی منطقه كرمانشاه مذاكره كرد و به آن‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پیشنهاد داد گوجه‌فرنگی كشت كنند و او به صورت تضمینی محصولاتشان را خریداری خواهد كرد. در این بین حدود 100 كشاورز حاضر به همكاری شدند و در 300 هكتار زمین به صورت تضمینی گوجه كشت شد. همچنین عبدالله برای تولید گوجه مرغوب آموزش كشاورزان را هم شروع كرد و برای آن‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌كلاس برگزار كرد. ولی گردش روزگار و آب و هوا در سال نخست كار با او همراهی نكرد زیرا سرمای بی‌سابقه تمام محصول گوجه را سیاه كرد و او كه خرید تضمینی انجام داده بود یك میلیارد تومان زیان دید ولی از ادامه مسیر منصرف نشد و اقدام او به پرداخت پول كشاورزان باوجود سرمازدگی محصولات اثر بسیار مثبتی در بین كشاورزان منطقه گذاشت، نامش را سر زبان‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌انداخت و باعث شد كشاورزان بیشتری تمایل به همكاری با او پیدا كنند و میزان زمین‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌زیر كشت از 300 هكتار به هزار هكتار افزایش یابد و هر سال هم بیشتر شود تا جایی كه هم‌اكنون به 8 هزار هكتار رسیده است. در كنار آموزش به كشاورزان افزایش بهره‌وری زمین‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌كشاورزی و تولید محصول بهتر برنامه دیگری بود كه او در كنار تولید اجرایی كرد و بذرهای هیبرید را جایگزین بذرهای سنتی كرد كه برداشت را افزایش داد. علاوه بر این‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌او با مذاكرات بسیار كشاورزان را قانع كرد كه از سموم و كودها كمتر استفاده كنند و نتیجه این تحولات برداشت بیشتر گوجه در حجم كمتر زمین كشاورزی بود.  هم‌اكنون بیش از 3600 كشاورز با مجموعه صنعتی روژین قرارداد دارند كه از 5 هزار متر تا 20 هكتار زمین در مالكیتشان است و در مجموع 360 هزار تن گوجه برداشت می‌کنند و در اختیار این مجموعه صنعتی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گذارند.

صادرات از همان روز اول مهم‌ترین هدف راه‌اندازی كارخانه تولید رب روژین بود و پس از افزایش تولید مجموعه روی بازارهای داخلی هم سرمایه‌گذاری صورت گرفت. موقعیت كرمانشاه و نزدیكی آن به عراق و اقلیم كردستان این كشور بهترین گزینه را برای صادرات پیش روی مدیران كارخانه روژین قرار داده است و تحقیقاتی كه در این زمینه انجام شد هم نشان داد راه‌اندازی این كارخانه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند سوددهی بالایی داشته باشد. مدیران كارخانه روژین حتی نام كارخانه را نیز كه كلمه‌ای كردی است و به معنای روشنایی باتوجه به بازار عراق انتخاب كردند و در بسته‌بندی هم رنگ سبز را باتوجه به تحقیقات میدانی از بازار عراق برگزیدند. این شركت سال گذشته 30 میلیون قوطی انواع رب به كشور عراق صادر كرده است. شركت روژین در سال 1396 به عنوان واحد کشت و صنعت نمونه کشور انتخاب شده و با بیش از 40 میلیون دلار صادرات در سال از صادرکنندگان برتر مواد غذایی کشور است.

مظفر عبدالله در گفت‌وگو با سایت این شركت گفته است: «مدیریت فقط سودآوری نیست بلکه فایده اجتماعی است که ارزش یک فعالیت اقتصادی را مشخص می‌کند. این سیاست من است و در اثبات موفقیت آن به آمار برداشت اشاره می‌کنم. میانگین برداشت گوجه در کشور 39 تن در هکتار است که ما توانستیم آن را به 70 تا 75 تن در هکتار برسانیم و برنامه داریم که به 100 تن افزایش دهیم. این یعنی زمین زیر کشت کمتر، مصرف منابع کمتر و سود بیشتر برای کشاورز، طبیعت و ما. همین سودآوری متقابل و عمل به وعده‌ها باعث شده که رابطه خوب و مستحکمی بین ما و کشاورزان محلی برقرار شود. شاید باورکردنی نباشد اما سالانه 200 هزار تن گوجه از کشاورزان تحویل می‌گیریم که بابت آن حتی یک ورق چک هم از ما طلب نمی‌کنند.»