گمشده ای به نام مسئولیت اجتماعی

گمشده ای به نام مسئولیت اجتماعی

در فضایی که بخش های حکمرانی و کسب وکارها برای خود مسئولیت اجتماعی را تعریف نکنند، تنها قربانی مردم اند.

مجتبی عندلیب آذر، مدرس کارآفرینی

اینکه ما با دلار کاری نداریم، یک دروغ بزرگ است. درآمدهای کشور به طور عمده از محل درآمدهای دلاری تامین می شود. حتی امسال که نفت کمتری فروختیم، با افتخار به صادرات غیرنفتی اشاره می کنند که آن هم برای کشور ارزآوری کرده است. بدون تردید اقتصاد ما به دلار وابسته است و زمانی که نرخ دلار تغییر می کند، چه در فروشندگان اینترنتی کالا و چه در یک سوپرمارکت کوچک، آثار آن را می بینیم.  فرض کنید که دلار گران شده و به یک سوپرمارکت رفته اید تا جنسی را بخرید. یک فروشنده صادق می گوید این جنس را با دلار هفته یا ماه گذشته خریده ام و با قیمت دلار امروز با مشتری اش حساب نمی کند. این در واقع به صداقت و مسئولیت اجتماعی فروشنده مربوط است اما فروشندگان بسیاری در کشور هیچ اعتنایی به مسئولیت اجتماعی ندارند، بنابراین اگر با دلار 4 هزار تومانی هم جنسی را بخرند آن را با محاسبه نرخ 12 هزار تومان برای دلار با مشتری معامله می کنند.

آنچه در کشور ما جاری است دروغ، ریاکاری و به عبارت دیگر فساد سیستماتیک است. در حوزه کسب وکارها به ویژه کسب وکارهای استارت آپی این چگونه نمود پیدا می کند؟ می بینید که فروشندگان آنلاین محصولات قیمت سازی می کنند و در بازار دست به تعیین قیمت می زنند و آن را بالا می برند اما فراموش نکنید که آن ها هم مشتی نمونه خروارند. به این معنا که از قدرت لجستیک و توان مالی خود استفاده می کنند تا در شرایطی که نرخ دلار زندگی کارکنان را تحت تاثیر قرار می دهد، بقای خود را تضمین کند. اما در این بین باید دید این شرکت ها اصلا برای خود مسئولیت اجتماعی تعریف کرده اند. آیا با احتکار و گران فروشی در موارد دیگر مثل خودروسازی، بازار مسکن و حوزه بهداشت و درمان برخورد کرده ایم یا به آن دامن زده ایم؟ در فضایی که بخش های حکمرانی و کسب وکارها برای خود مسئولیت اجتماعی را تعریف نکنند، تنها قربانی مردم اند.