ایرانی مخترع گوی بلورین سیلیکون ولی کیست؟

ايراني مخترع گوی بلورین سیلیکون ولی کیست؟

فاطمی خود درمورد گوی بلورینی که در سیلیکون ولی بنیان نهاده است می‌گوید: بیشتر سازمان‌ها و شرکت‌ها امروز برای بررسی مشکلات بسیار پیچیده خود دانشمندان و تحلیل‌گران داده، یک انسان را استخدام می‌کنند و هزینه‌های گزافی می‌پردازند.

«من مدیر هیئت مدیره و بنیان‏گذار شرکت نود هستم، اولین سکوی خدمات پیش‌بینی آینده بازار و کسب و کارها با کمک هوش مصنوعی که به کسب و کارها امکان می‌دهد قابلیت‌ها و خدمات خود را برای آینده به این فناوری مجهز کنند. من در 19 سالگی به مدت 6 سال به عنوان جوان‌ترین کارمند در گوگل مشغول به کار بودم. بیش از یک دهه از عمر حرفه‌ای خود را صرف ایجاد استراتژی ورود به بازار، توسعه جهانی و ایجاد مشارکت استراتژیک برای گوگل، یوتیوب و دیگر استارت‌آپ‏ها کردم. من در خط مقدم سیلیکون‌ولی درباره چگونگی ایجاد کسب و کار و شرکتم می‌نویسم».فلون فاطمی، کارآفرین 35 ساله ایرانی آمریکایی، جوان‏ترین کارمند شرکت گوگل در سال 2004، که اکنون برای خود کسب و کاری شناخته‏شده در سیلیکون ولی دارد، در یادداشتی که درباره چگونگی آغاز کسب و کار جدیدش برای نشریه فوربس نوشت، خود را این‏گونه معرفی کرد.

تنها خودش نیست که حضورش در خط مقدم سیلیکون ولی، کانون فناوری آمریکا و جهان را تایید می‌کند. او دوبار در سال‌های 2017 و 2020 در لیست برترین فعالان حوزه فناوری، 40 فعال زیر 40 سال نشریه فوربس برگزیده شد. مارک کیوبن، کارآفرین و سرمایه‌دار مشهور و تندزبان آمریکایی که یکی از سهامداراران شرکت تازه‏تاسیس فاطمی است معتقد است او به زودی به اولین تریلیاردر جهان تبدیل خواهد شد. کیوبن این سخنان را در سال 2019 به زبان آورد، زمانی که فاطمی توانست از او، از آوالون ونچرز و کنان پارتنرز بالغ بر 16.3 میلیون دلار سرمایه برای پشتیبانی از استارت‌آپ هوش مصنوعی خود جذب کند. نود در سال 2015 پایه‌گذاری شد با این هدف که شیوه کشف و دسترسی به اطلاعات را با کمک هوش مصنوعی متحول سازد. این شرکت در سال 2017 با جذب سرمایه‌گذار فعالیت عمومی خود را رسما آغاز کرد. فاطمی در سال 2017 در اعتراض به سیاست‌های ایران‏ستیزانه دونالد ترامپ در توئیترش نوشت: فناوری آمریکایی بدون مهاجران ایرانی: نه ای‌بی، نه اوراکل، نه گوگل، نه دراپ‌باکس و نه تیندر.

 شرکت نود چیست؟

در دوران اشتغال در گوگل بود که فلون تصمیم گرفت تمامی معارفه‌هایی را که طی 6 سال فعالیتش در حوزه استارت‌آپ‌ها از فرصت‌ها و افراد جدید و کاربردی ارائه داده بود تجزیه و تحلیل کند و به نتایج جالب توجهی رسید. او متوجه شد بیشتر این معارفه‌ها نتیجه متحول‏کننده برای افراد و کسب و کارها داشته است. مثلا معارفه‌های او به میلیون‌ها سرمایه‌گذاری، چندین مورد شراکت در بازار و فروش، استخدام، تلفیق و پیوند منجر شده بود. این لحظه برای فاطمی همان لحظه تاریخی «یافتم» بود. او می‌گوید در این لحظه به خود گفتم چه می‌شود اگر بینشی که من در پس تمامی این ارتباطات متحول‏کننده کشف کرده‌ام را به محصول و خدمات تبدیل کنم؟ اینجا بود که ایده نود (Node) متولد شد. فاطمی می‌گوید بینش ما به عنوان یک شرکت ارتباط دادن افراد به فرصت‌ها در مقیاسی کلان است. تیم نود اکنون متشکل است از لوئیس مونیر خالق موتور جست‏وجوی آلتا ویستا که فاطمی او را پدرخوانده موتور جست‏وجوی جهان می‏نامد، و مایکل رادووانسویچ مدیر سابق سکوی Taleo و شبکه تبلیغاتی OpenX.استارت‌آپ نود در سال 2015 بنیان‏گذاری شد. ایده اصلی این شرکت استفاده از فناوری هوش مصنوعی و فناوری‌های پیشرفته استخراج داده برای کمک به فروش و بازاریابی شرکت‌ها بوده است. سکوی این شرکت برای کسب و کارها چیزی شبیه به گوی بلورین پیشگوها است، با این تفاوت که به فناوری هوش مصنوعی مجهز شده است و پیش‌بینی‌های خود را براساس استخراج داده‌ها عرضه می‌کند. در ماه آوریل 2020 این شرکت توانست 6 میلیون دلار دیگر به سرمایه خود بیفزاید تا مجموع سرمایه آن به 40 میلیون دلار برسد. چهار ماه پس از آن شرکت نرم‌افزاری SugarCRM شرکت نود را به قیمتی نامشخص خریداری کرد و فلون برای ماجراجویی‌های جدید به شرکت تلفیقی نقل مکان کرد.

نود به کسب و کارها کمک می‌کند تا با قابلیت‌های پیشرفته پیش‌بینی هوش بازار، برنامه‌ریزی منابع، حفظ مشتری و نیروهای کارآمد، افزایش جذب مشتری، و اتوماسیون مراکز تماس هوش مصنوعی نسبت به رقبای خود برتری پیدا کنند. سکوی نود هربار از نتایج پیش‌بینی‌های خود می‌آموزد و رشد می‌کند. علاوه بر اینها، شرکت نود به کاربرانش کمک می‌کند تا پیش‌بینی‌های انجام شده توسط این شرکت را متناسب با نوع کسب و کار خود ترجمه کنند تا بتوانند برای تحول فضای کاری خود اقداماتی مناسب و به موقع انجام دهند.نود را می‌توان به شکل سکویی استاندارد و یا به صورت ترکیبی با کاربری‌های دیگر مورد استفاده قرار داد. به عنوان اولین و تنها سکوی ارائه خدمات پیش‌بینی موجود در بازار، نود از فناوری ثبت‏شده خود به نام «بینش مصنوعی» بهره می‌برد تا کسب و کارها بدون نیاز به داشتن مهارت در علوم داده یا حل چالش‌های بزرگ اطلاعاتی بتوانند از فواید هوش مصنوعی در رفع مشکلاتشان بهره ببرند. از زمان معرفی اختراع نود، بینش مصنوعی، در سال 2019 میزان استفاده از سکوی این شرکت چهار برابر افزایش یافته است. مارک کیوبن یکی از اصلی‌ترین سرمایه‌گذاران شرکت فالون فاطمی معتقد است هراندازه که رایانه‌ها بر جهان تاثیرگذار بوده‌اند، هرقدر که اینترنت جهان را متحول ساخت، هوش مصنوعی همه اینها را بی‌اهمیت جلوه خواهد داد. و اگر از هوش مصنوعی بهره نبری، عقب خواهی افتاد. به ویژه اگر کسب و کاری به راه انداخته باشی. نود هوش مصنوعی را برای همه فراهم کرده است و خدمات پیش‌بینی سلف سرویسی را برای بیش از 100 میلیون شرکت که مهارت، داده و یا منابع کافی برای استفاده و به کارگیری فناوری هوش مصنوعی و تلفیق آن با زیرساخت‌های موجود خود را ندارند، فراهم کرده است.

فاطمی خود درمورد گوی بلورینی که در سیلیکون ولی بنیان نهاده است می‌گوید: بیشتر سازمان‌ها و شرکت‌ها امروز برای بررسی مشکلات بسیار پیچیده خود دانشمندان و تحلیل‌گران داده، یک انسان را استخدام می‌کنند و هزینه‌های گزافی می‌پردازند. مثلا می‌گویند می‌خواهم کارمندان بیشتری شبیه به بهترین کارمندانم استخدام کنم. ما نمی‌دانیم بهترین کارمندهایمان چگونه بهترین شده‌اند، تنها می‌دانیم که آنها بهترین هستند. انسان از بینش انسانی خود برای رسیدن به چنین نتایجی استفاده می‌کند و آنچه در نهایت تحت تاثیر این رویکرد جبرگرایانه به دست می‌آورد، پیش‌بینی حقیقی نیست، تنها شکلی تفننی از تحلیل داده‌ها است. فاطمی دقیقا به همین دلیل شرکت نود را تاسیس کرد، شرکتی که به تازگی از فناوری یادگیری عمیق (Deep Learning) برای بهبود پیش‌بینی‌هایش درباره بازار کار کسب و کارها، نوع کارمندانی که هر شرکت به آنها نیاز دارد و تصمیماتی که به نفع آینده شرکت‌ها خواهند بود، استفاده کرده است.

فلون فاطمی از زبان خودش

فلون فاطمی همان شور و اشتیاقی را در حوزه فناوری از خود نشان می‌دهد که والدینش از خود بروز داده‌اند. پدر و مادر او کارآفرینانی ایرانی بودند که پس از انقلاب ایران به آمریکا مهاجرت کردند. فلون حتی در دوران نوجوانی‌اش متفاوت از هم‏سن و سالانش بود. او در سن 19 سالگی، زمانی که هنوز در دانشگاه سانتا کلارا تحصیل می‌کرد توانست کاری تمام وقت در گوگل برای خود دست و پا کند. 6 سال در آنجا کار کرد و در حوزه‌هایی مانند توسعه استراتژی فروش، فروش آنلاین، پیوند دادن شرکای کسب و کار، توسعه برنامه تجاری یوتیوب و تیم شرکای آن کسب مهارت کرد و بر حوزه‌هایی مانند پخش زنده، ورزش و بازی متمرکز بود. شاید بهترین توصیف از روند رشد و پیشرفت فلون فاطمی را بتوان در همان یادداشت شخصی‌اش برای مجله فوربس یافت:

به چالش کشیدن وضعیت موجود همواره از ویژگی‌های رفتاری سیلیکون ولی بوده است. «کامپیوترها مجموعه‌ای غول‌پیکر و چندین‏تنی از لوله‌ها و کابل‌ها هستند.» گوردون مور این وضعیت را تغییر داد. «کامپیوترها هرگز به کالایی مصرفی تبدیل نخواهند شد.» بیل گیتس و استیو جابز این وضعیت را متحول کردند. «حجم بالای اطلاعات در وب را نمی‌توان به شکلی کارآمد و موثر دسته‌بندی و جست‏وجو کرد.» لری پیج و سرگئی برین این وضعیت را تغییر دادند. با وجود تمامی موج‌های تغییری که در سیلیکون ولی دائمی شده‌اند و زندگی بشر را متحول ساخته‌اند، یک حوزه سرسختانه در برابر تغییر مقاومت کرده است: الگوی کهنه نوآوری. اینکه فرد خلاق معمولا مردی نابغه، منزوی و سفید‌پوست است که همیشه سوئیشرت کلاهداری به تن دارد، مدرک مهندسی‌اش را از استنفورد یا MIT گرفته و شرکت افسانه‌ای خود را با تکیه بر نبوغ و اراده بالا بنا کرده است تا جهان را متحول سازد. بیایید این اصول اولیه را دور بیندازیم: من فلون فاطمی هستم. من زنم. در 5 دانشگاه برتر جهان تحصیل نکرده‌ام. مهندس نیستم و در آزمون ورودی دانشگاه خارق‌العاده نبودم، اگرچه بد هم نبودم. سخت تلاش کردم، اما اهمیت وقت گذراندن با دوستان و خانواده‌ام را از یاد نبردم. سعی کردم بیشتر شبیه به حرفه‌ای‌های سنتی باشم. خلاصه کلام اینکه اگر از کسی بخواهید که یک کارآفرین معمولی را توصیف کند، هیچ‌کس من را توصیف نخواهد کرد.

پس چطور به اینجا رسیده‌ام؟ مثل خیلی چیزهای دیگر زندگی، مسیر حرفه‌ای من ریشه در شکل تربیتی من دارد. پدر و مادرم پس از انقلا ب ایران در دهه 1970 به آمریکا مهاجرت کردند و به لطف تحصیلات بالا و سختکوشی فراوان، زندگی موفقی را در سیلیکون ولی ایجاد کردند. پدر و مادرم کارآفرینان سریالی بودند. پدرم مسیر رایج سیلیکون ولی را در پیش گرفت و مادرم وارد بازار املاک شد. تجربیات آنها به من آموخت که توانایی‌ام در انتخاب مسیر آینده موهبتی است که نباید دست کم بگیرمش.از دبستان تا دبیرستان، مادر و پدرم دو قانون برایم گذاشتند. اول اینکه برای شرکت در برنامه‌های مفرح تابستانی باید یک سال ریاضی و علوم را جلوتر از مقطع تحصیلی‌ام می‌خواندم. دوم اینکه باید کار می‌کردم. نه هر کاری، شغلی که حرفه‌ آینده‌امرا پیش ببرد. در ازای هر دلاری که می‌خواستم خرج کنم باید کار می‌کردم. به همین دلیل به جای انجام کارهای خدماتی در کنار دوستانم، من روی کارهایی که مبتنی بر ثبت اختراع بودند متمرکز شدم زیرا پدرم چندین اختراع به نام خود ثبت کرده بود. تجربه جذابی نبود، اما باعث شد از نظر روانی روی استخدام هدفمند متمرکز شوم.

19 ساله بودم که به استخدام گوگل درآمدم، جوان‏ترین کارمند در میان 3000 کارمند دیگر. در آنجا برای ورود گوگل به بازارهای خاورمیانه، اروپا و آفریقا استراتژی می‌نوشتم و مشارکت‌های استراتژیکی برای یوتیوب برنامه‌ریزی کردم.تمام وقت کار می‌کردم و به استارت‌آپ‌ها مشاوره می‌دادم. در سال 2015 نود را تاسیس کردم، شرکتی که مدیر عامل آن هستم و گروهی از نوابغی را که کارمندان سابق گوگل بوده‌اند و معتقدند آینده وب تنها جست‏وجو نیست بلکه توصیه‌های شخصی‌سازی‏شده و هدفمند است هدایت می‌کنم. در نود ما جهانی را متصور می‌شویم که فناوری عصاره تمامی اطلاعاتی که در وب وجود دارد را متناسب با آنچه برای شما و کسب و کارتان سودمند است، بیرون می‌کشد. دیگر سوال اصلی این نیست که آیا وب حاوی اطلاعات هست یا نه. سوال این است که آیا وب می‌تواند اطلاعات درست را در بستر مناسب ارائه دهد؟ ما جهانی ساخته‌ایم که در آن اطلاعات مرتبط با شما براساس اینکه که هستید و به چه اهمیت می‌دهید، در اختیارتان قرار خواهد گرفت. تجربیات من نشان دادند نوآوری به ندرت ارتباطی با یک سناریوی مردانه تک نفره دارد. تحولات تاثیرگذار معمولا نتیجه بهبود‎های تدریجی هستند که از همکاری گروه‌هایی از افراد به دست می‌آید. علاوه بر این، گروه‌هایی که دارای تنوعی از دیدگاه‌ها هستند، عملکرد بهتری از دیگر گروه‌ها خواهند داشت. من معتقدم موفقیت من و بیشتر کارآفرینان تحت تاثیر عواملی است که در الگوی قدیمی«نابغه تنها» جایی ندارد. همین‏طور باور دارم درک این عوامل نه‏تنها به بهتر شدن کارآفرینان کنونی و شرکت‌ها کمک خواهد کرد، بلکه فضای کافی برای ورود خارجی‌هایی را که به ساخت فیس‌بوک، گوگل یا اپل بعدی کمک خواهند کرد به وجود خواهد آورد. این درها چندان آسان باز نمی‌شوند. به عنوان یک خارجی با چالش‌های زیادی دست و پنجه نرم کردم که بسیاری از هم رده‌های غیرخارجی‌ام حتی با یکی از آنها هم مواجه نشدند. اما همین چالش‌ها من را به کارآفرینی انعطاف‌پذیرتر و آگاهتر تبدیل کرد.ارزشمند‌ترین تجربیات از سخت‌ترین لحظه‌ها به دست می‌آیند.