«شما در مقابل جینا رینهارت» بنری است که در اولین صفحه از یک سایت اینترنتی استرالیایی با عنوان «شما چقدر پولدار هستید؟» دیده میشود. این سایت شما را دعوت میکند تا حقوق سالانه خود را در صفحه ورودی آن وارد کنید تا در قیاس با میزان درآمد ثروتمندترین شهروند استرالیا، بتوانید موقعیت خودتان و او را با مثالهای دقیقتری دریابید. اگر حقوق سالانهای که وارد میکنید مثلا 40 هزار دلار باشد، سایت بهتان میگوید که این پولی است که جینا رینهارت هر 9 دقیقه به دست میآورد. در پایین این صفحه هم نمایشگر عددی مدام مشغول کار است، نمایشگری که نشان میدهد از زمانی که شما وارد این سایت شدهاید، چه اندازه به ثروت رینهارت افزوده شده است.
هفتاد و دومین میلیونر فهرست بلومبرگ را با 13 میلیارد دلار ثروتش و ریاستش بر شرکت معدنی هنکاک میشناسند. جینا رینهارت هم مثل بسیاری از اعضای خوشاقبال فهرست میلیاردهای جهان، ثروت را به ارث برده است. او فرزند لنگ هنکاک است، یکی از معروفترین چهرههای صنعت معدن در استرالیا. جینا و پدرش بسیار به هم نزدیک بودند. وقتی که جینا کوچک بود، با پدر و مادرش ساکن شهری کوچک در غرب استرالیا بودند. هر شنبه باید 600 مایل را با هواپیمای پدرش پرواز میکردند تا بتوانند برای طول هفته خرید کنند. وقتی مادرش، هوپ مبتلا به سرطان شد، به شهر پرت مهاجرت کردند تا به بیمارستان نزدیک باشند. وسواس هنکاک نسبت به معدن به دخترش هم منتقل شد، او دخترش را از کودکی همراه خود به جلسات کاری در سراسر جهان میبرد. تام وینتون، رماننویس استرالیایی میگوید که کودکی جینا مثل یک آزمایش علمی بوده است که داخل یک حباب شاهانه انجام میگرفت. وقتی جینا به سنی رسید که میتوانست رانندگی کند، لنگ 10 مدل ماشین مختلف را به در مدرسه دخترش فرستاد تا از میان آنها یکی را برای خودش انتخاب کند. جینا به دانشگاه سیدنی رفت اما تنها یک سال در آنجا دوام آورد. او به سخنرانیهای استاد چپ خود اعتراض داشت و بعد هم فهمید که هیچ وجه مشترکی با همکلاسیهایش ندارد و برای همین به پرت برگشت تا به ماموریت برقرار نگهداشتن امپراتوری هنکاک ادامه دهد.
رابطه خوب پدر و دختر با بزرگتر شدن جینا رو به افول گذاشت. جینا دو بار ازدواج کرد، اولین بار با یک کارمند ساده شرکت پدرش که خیلی زود به طلاق انجامید و دومین بار با یک وکیل امریکایی با نام فرانک رینهارت که 37 سال از خودش بزرگتر بود. فرانک رینهارت به جرم تقلب مالیاتی در امریکا از وکالت محروم شده بود و هنکاک فکر میکرد که شوهر دخترش چشم به اموال شرکت او دوخته. وقتی هوپ هنکاک در سال 1983 از دنیا رفت، اختلافها بالا گرفت، هنکاک در پشت اعتراض دخترش به وصیتنامه مادر، دست فرانک را میدید و بعد که خودش با خدمتکار فیلیپینی خانهاش، رز لکسون رابطه احساسی برقرار کرد، جنگ و جدال بالا گرفت. پدر و دختر نامههای تند و تیزی به هم نوشتند اما در نهایت پدر با رز ازدواج کرد و زمانی که به ماهعسل دور دنیا رفتند، جینا میراثش را بربادرفته میدید. در همین میان هنکاک خودش را در دام یک سری سرمایهگذاریهای نابخردانه انداخت. جینا شوهر و پدرش را در فاصله دو سال از دست داد. فرانک در سال 1990 از دنیا رفت و پدرش در سال 1992. بعد نوبت به دعوای ارث میان جینا و رز رسید، دعوای قانونی که 11 سال به طول انجامید.
اما پس از مرگ پدر، جینا فارغ از دعواهای خانوادگی با جدیت تجارتی را که از بچگی با آن آشنا شده بود ادامه داد. او پس از پدرش به صورت خودکار بر صندلی ریاست شرکت هنکاک نشست. در سالهای نخستین ریاستش موقعیت برای گسترش کار بسیار کم شده بود چون بسیاری از اموال شرکت پیش از آن به فروش رفته یا در رهن بانکها بود. رینهارت در دهه 90 از طریق قرض برای انجام عملیات اکتشاف و بعدتر از طریق فروش سهام برخی از پروژههای معدنی، پول به شرکت تزریق کرد. او در دو شرکت معدنی دیگر هم سرمایهگذاری کرد و توانست شرکای تجاری تازهای به دست آورد. در اواسط سال 2000 میلادی، اقتصاد چین شکوفا شد و تقاضای این کشور برای سنگ آهن بهشدت افزایش یافت، که میتوانست مایه سود قابل توجه معدندارانی مانند جینا رینهارت شود. جینا در همین سالها یک سری فعالیتهای سیاسی را هم شروع کرد، از جمله اعتراض علیه مالیات معدن و همچنین فعالیت برای بازبینی قوانین مهاجرت استرالیا تا به کارگران دیگر کشورها اجازه ورود و کار داده شود.
با وجود تمامی موفقیتها در زمینه صنعت معدن و اقتصاد، رینهارت همواره سوژهای برای دستگاه قضایی این کشور بوده است. پس از همسر پدرش، نوبت به فرزندان خودش رسید تا از او شکایت کنند. در سال 2011 سه نفر از چهار فرزند او پروندهای علیه او تشکیل دادند تا از سرپرستی بر حسابی که پدربزرگشان به نام آنها باز کرده بود برکنارش کنند. این حساب شامل 23.5 درصد از شرکت معدنی هنکاک است. فرزندان رینهارت او را متهم کردهاند که عامدانه تاریخ واگذاری این حساب به آنها را از سال 2011 به سال 2068 منتقل کرده است. رینهارت در سال 2015 در دادگاه مقابل فرزندانش مغلوب شد.
نام جینا رینهارت را در تمام استرالیا میتوان شنید. نویسنده نیویورکر که بر روی مقاله مفصلی در مورد او کار میکرد در اینباره نوشت: «من در تمامی استرالیا سفر کردم. چه در کافهها، چه در هواپیما و چه کنار ساحل، بسیاری بدون اینکه بدانند من درباره جینا رینهارت مینویسم اسم او را به میان میآوردند. برخی اطلاعات جالبی داشتند و بسیاری هم اطلاعات اشتباه و بدون مدرک. یک روز در سیدنی دو روزنامه را انتخاب کردم و در میان صفحات آنها 5 مقاله و مطلب مختلف در مورد رینهارت خواندم. این کشور از شرق تا غرب درباره جینا صحبت میکند. تنها کسی که جینا رینهارت را نمیشناخت، دختری بود که در روزهای آخر سفرم به استرالیا او را ملاقات کردم، دختری که در همان مدرسهای مشغول تحصیل بود که یک روز جینا در آن درس میخواند. نام جینا رینهارت برای او هیچ معنایی نداشت.»
لنگ هنکاک؛ پرواز در باران
لنگ در سال 1909 در شهر پرت، در غرب استرالیا به دنیا آمد. والدینش از زمینداران همان منطقه بودند و او هم قرار بود همین راه را ادامه دهد. او همیشه وابسته به زمین بود و بیشتر زمانش را در مناطق کشاورزی و دامداری و دور از شهر میگذراند. نخستین همسرش به همین دلیل از او جدا شد، چون دیگر توانایی زندگی دور از شهر را نداشت. لنگ از بچگی به کار معدن علاقه داشت و در جوانی هم سهامدار یک معدن آزبست بود. اما آنچه نام او را برای همیشه با معدن پیوند داد اتفاقی بود که در سال 1952 رخ داد. میگویند لنگ در ماه نوامبر آن سال همراه همسر دومش هوپ (مادر جینا) بر فراز منطقه پیلبارا در شمال غربی استرالیا پرواز میکرد. همان موقع بود که طوفان به پا شد و از آنجایی که نمیتوانستند بالای ابرها بروند در دره باریکی پناه گرفتند. خلبان ماهری که از قضا سررشتهای هم از معدن داشت، در میان سنگهای بارانخورده، رگه سرخرنگی را تشخیص داد که به نظرش اکسید آهن آمد. بعدتر، زمانی که هوا خوب بود، به همان منطقه بازگشت تا ثروت سرشارش را بر روی رگه سرخرنگی که تبدیل به معدنی سرشار از سنگ آهن شد پایهگذاری کند. او به همراه شریکش کن مککیمی، دست به اکتشاف زد و همزمان تلاش خستگیناپذیری را برای لابی کردن با دولت برای لغو ممنوعیت صادرات سنگ آهن آغاز کرد. وقتی که سرانجام در اوایل دهه 60 لغو این ممنوعیت تصویب شد، هنکاک تلاش دیگری را برای جذب سرمایهگذاران و شرکتهای انگلیسی و امریکایی استخراج برای سرمایهگذاری در منطقه پیلبارا آغاز کرد. به توافق رسیدن هنکاک با شرکت چندملیتی ریو تینتو در لندن، او را خیلی زود تبدیل به یک ابرمیلیونر کرد. بزرگترین مشتری آن روزهای معدن هنکاک کشور ژاپن بود.
هنکاک برخلاف دخترش، به شدت با رسانهها در تماس و مراوده بود. او حاضر بود داستانش را برای هر خبرنگاری که به حرفهایش گوش میکند تعریف کند. هنکاک حتی خودش هم دو روزنامه تاسیس کرد تا مانند بلندگو، بازتابدهنده عقاید سیاسی او باشند. او مدافع جدی استقلال بخش غربی استرالیا بود. بخشی که به لحاظ تاریخی، فقیر، عقبافتاده و جدامانده از دولت مرکزی بود. هنکاک اما معتقد بود که با رونق گرفتن صنعت معدن در این بخش از استرالیا، این بخش میتواند بهشتی شود برای توسعه کارآفرینی رایگان، تنها به این شرط که بتواند از سایه خفقانآور بخش شرقی یعنی ملبورن و سیدنی رهایی یابد. هنکاک علاقه داشت تا از سلاح هستهای برای حفر معدن و لایروبی بنادر جدید در امتداد ساحل شمالغربی استرالیا استفاده کند. اما البته امکان نداشت که چنین ایدههایی توسط دولت مستقر در کانبرا تایید شوند. هنکاک از تاثیرات رادیواکتیو ترسی نداشت. همانگونه که قبول نداشت انفجارات معدن آزبست منجر به پیدایش سرطانی با نام مزوتلیوما شده است. معدن آزبست آبی که او در دهه 30 و 40 شریک و گرداننده آن بود، مشکوک به این بود که دلیل صدها مرگ مرتبط با نشر آزبست شده است؛ بیشتر قربانیان از میان کارگران بومی استرالیا بودند. اما هنکاک هرگز ارتباط پزشکی میان کار در معدن و مرگ کارگران را قبول نکرد.
تایملاین
1954: جینا، تنها فرزند لنگ هنکاک و همسرش هوپ در شهر پرت در غرب استرالیا به دنیا آمد. جینا از کودکی همراه پدرش در سفرهای کاری و جلسات او شرکت میکرد.
1973: جینا با یکی از کارمندان شرکت پدرش با نام گرگ هایوارد ازدواج کرد و از او صاحب دو فرزند شد، ازدواج آنها هشت سال دوام آورد.
1982: جینا با فرانک رینهارت که 37 سال از خودش بزرگتر بود ازدواج کرد. فرانک رینهارت به جرم تقلب مالیاتی در امریکا از وکالت محروم شده بود و هنکاک فکر میکرد که شوهر دخترش چشم به اموال شرکت او دوخته. جینا و فرانک صاحب دو فرزند شدند.
1983: هوپ، مادر جینا از دنیا رفت و اختلافات میان پدر و دختر بالا گرفت.
1985: هنکاک 76 ساله با خدمتکار فیلیپینی 36 سالهاش ازدواج کرد. ازدواجی که شهرت رسانهای او را بیشتر کرد و تقریبا به رابطه او با دخترش پایان داد.
1992: هنکاک از دنیا رفت و جینا که در سال 90 شوهر خود را هم از دست داد با مادرخواندهاش وارد دعوای وراثت شد. دعوایی که 11 سال به طول انجامید.
1995: جینا در دهه 90 از طریق قرض برای انجام عملیات اکتشاف و بعدتر از طریق فروش سهام برخی از پروژههای معدنی، پول به شرکت تزریق کرد. او در دو شرکت معدنی دیگر هم سرمایهگذاری کرد و توانست شرکای تجاری تازهای به دست آورد.
2000: اقتصاد چین شکوفا شد و نیاز این کشور به سنگ آهن سبب رونق بیشتر کسبوکار جینا رینهارت شد.
2011: سه نفر از چهار فرزند او پروندهای علیه او تشکیل دادند تا از سرپرستی بر حسابی که پدربزرگشان به نام آنها باز کرده بود برکنارش کنند. این حساب شامل 23.5 درصد از شرکت معدنی هنکاک است. فرزندان رینهارت او را متهم کردهاند که عامدانه تاریخ واگذاری این حساب به آنها را از سال 2011 به سال 2068 منتقل کرده است. جینا در سال 2015 در این دعوای قضایی مغلوب شد.
منبع: مجله آینده نگر