آینده نگر
یک بچه معمولی، یک دانشآموز ضعیفتر از حد معمولی امریکایی، این توصیف دوران کودکی ری دالیو است. او در لانگ آیلند بزرگ شد و اولین بار زمانی که به عنوان وردست بازیکنان گلف مشغول به کار بود و گفتوگوهایشان را میشنید عاشق بازار بورس شد. حال او یکی از بزرگترین سرمایهگذاران امریکایی است. نشریه نیویورکر در مطلبی مفصل به توصیف زندگی و کار او پرداخته است. این مطلب ترجمه بخشهایی از همان مقاله است. ری دالیو تنها فرزند یک زوج امریکایی- ایتالیایی بود که سال 1949 در جکسون هایتز در محله کوئینز به دنیا آمد. مادرش خانهدار بود و پدرش نوازنده سبک جاز که در یکی از کلابهای منهتن، ساکسیفون و کلارینت مینواخت. وقتی دالیو هشت سال داشت خانوادهاش یک خانه سهاتاقه خریدند و روی را به یک مدرسه دولتی فرستادند. خودش میگوید: «دانشآموز بدی بودم، حافظهام برای محفوظات خوب نبود و از مطالعه کردن خوشم نمیآمد.» او از 12 سالگی به عنوان وردست بازیکنان گلف در یک زمین بازی نزدیک محل زندگیاش مشغول به کار شد، کلابی که اعضایش از سرمایهگذاران والاستریت بودند. بعضی از آنها در حین بازی به ری در مورد بازار سرمایه سرنخهایی میدادند.
اولین سهمی که دالیو در بازار سهام خرید متعلق به شرکت هواپیمایی نورث ایسترن بود، شرکتی که خیلی زود پیشنهادی برای واگذاری گرفت و ارزش سهامش سه برابر شد. دالیو میگوید: «با خودم فکر کردم چقدر بازی کردن در این میدان ساده است.» تا زمانی که به سن کالج رسید و در دانشگاه لانگ آیلند ثبتنام کرد توانسته بود برای خودش سابقهای در بازار بورس دست و پا کند و ارزش سرمایهگذاریهایش به چندین هزار دلار رسیده بود.وقتی در کالج چند درس مالی و اقتصادی برداشت متوجه شد که سرانجام موضوعاتی را پیدا کرده است که او را به مطالعه علاقهمند کردهاند. کمی بعد او همراه با گروه محبوب بیتلها که برای کنسرت به هند میرفتند راهی این کشور شد و از همان زمان گرفتار عشق به مدیتیشن و مراقبه شد، عادتی که به شکل گرفتن اخلاق کاریاش هم کمک کرد. اغلب اوقات صبحها قبل از رفتن به دفتر دقایقی را برای مراقبه کنار میگذارد: «این کار فقط یک تمرین روحی است که کمک میکند ذهنتان آزاد شود. خلاقیت از ذهن آزاد و تمرکز میآید و اجازه میدهد موضوعات را فارغ از بار احساسیشان ببینید.»
استخدام، اخراج، استقلال
دالیو پس از فارغالتحصیلی به دانشکده کسبوکار دانشگاه هاروارد رفت و از آنجا به معامله کالاهایی مثل نفت، پنبه، غلات و... پرداخت. مدت کوتاهی پس از ترک هاروارد به شرکت کارگزاری شیرسون هایدن استون پیوست که توسط سنفورد وِیل اداره میشد. دالیو کارش را در بخش آینده کالا آغاز کرد، جایی که به دامداران و تولیدکنندگان غلات و دیگران در مورد چگونگی سرمایهگذاری و خطرات احتمالی مشاوره میداد. شب سال نوی سال 1974 او به همراه رئیس بخش برای جشن و خوشگذرانی بیرون رفت و در حال مستی وقتی که سر موضوعی با هم اختلاف پیدا کردند رئیسش را زد. از شرکت اخراج شد و بعد برخی از مشتریانش در شرکت را تشویق کرد تا برای مشاوره او را استخدام کنند، وقتی که توانست نظر آنها را جلب کند شرکت بریج واتر را تاسیس و کارش را از آپارتمان دوخوابه خودش شروع کرد. همه این اتفاقات در 26 سالگی دالیو رخ داد.
در اوایل دهه 80 دالیو ازدواج کرد و ساکن شهر ویلتون درکانکتیکت شد و زندگی و کارش در یک انبار سابق که بازسازی شده بود شکل گرفت. او همزمان با کار شرکت به دیگران در مورد مدیریت ریسک مشاوره میداد و آنچه را از اقتصاد و فعالیتهای مالی میدانست در قالب یک خبرنامه منتشر میکرد. یکی از خوانندگان او باب پرینس بود، تحلیلگر مالی جوانی که برای بانکی در اوکلاهما کار میکرد و حالا یکی از مدیران شرکت بریج واتر است. پرینس یکی از مقالههای دالیو را به رئیسش، دیوید مافت نشان داد. پرینس میگوید: «رئیسم گفت این بهترین مطلبی بوده که تا آن موقع در مورد سازوکار اقتصاد خوانده است.»
سال 1985 دالیو صندوق بازنشستگی کارکنان ورلد بانک را خرید تا هدایت بخشی از سرمایههای این صندوق توسط بریج واتر انجام شود. سال 1989 صندوق بازنشستگی شرکت کداک هم همین کار را کرد. در آن زمان کداک اغلب نقدینگیاش را در بازار بورس سرمایهگذاری کرده بود. دالیو معتقد بود که با سرمایهگذاری در بازارهای متنوع دیگر و استفاده از اهرمهای تقویتکننده، بریج واتر میتواند همان سود بازار سهام را با ریسک کمتر در اختیار آنها بگذارد.
قوانین دالیو
علت موفقیت دالیو چیست؟ همکارش باب پرینس او را اینگونه توصیف میکند: «کسی که تصویر کلی را میبیند و در عین حال هوش تجربی دارد.» بسیاری از اقتصاددانان تحلیل را از بالا به پایین شروع میکنند. آنها آمار کلی تورم، بیکاری و میزان نقدینگی را در نظر میگیرند و بعد سعی میکنند بفهمند این ارقام چه تاثیری بر روی صنایعی مانند اتومبیلسازی و تکنولوژی دارند. دالیو برعکس این روش را در پیش گرفته است. در هر بازاری که توجه او را به خودش جلب کند به سراغ شناسایی خریداران و فروشندگان میرود و تخمین میزند که چقدر امکان عرضه و تقاضا وجود دارد و بعد به سراغ این میرود که ببیند چقدر از حدسیات او بر روی قیمت بازار تاثیر گذاشته است. اگر عوامل مورد نظر او در وضعیت بازار تاثیری نداشته باشند ممکن است بتوان با اجرای آنها پولی درآورد. در بازار اوراق قرضه امریکا شرکت بریج واتر مزایدههای دولتی را رصد میکند تا ببیند چهکسانی در فهرست خریداران هستند (بانکهای امریکایی، بانکهای مرکزی سایر کشورها، صندوقهای بازنشستگی و...) و چهکسانی نیستند. در بازار کالا هم شرکت همین روند را پی میگیرد و تلاش میکند میزان تقاضایی را که از جانب شرکتهای مختلف و دلالان وجود دارد دریابد. دالیو میگوید: «اصل قضیه این است که چهکسی میخواهد بخرد و چهکسی میخواهد بفروشد و به چه دلیلی.»
بریج واتر برای هدایت سرمایهگذاریهایش مجموعهای از صدها قانون تصمیمگیری گرد آورده است. این قوانین اصول مالی دالیو هستند. او قبلا این قوانین را روی کاغذ یادداشت میکرد و در کلاسوری نگه میداشت. امروز این قوانین در سیستم کامپیوتری بریج واتر نگهداری میشوند. برخی از این شاخصها بسیار عمومی هستند. یکی از این اصول میگوید که اگر نرخ سود بهره تنظیمشده با میزان تورم در کشوری کاهش پیدا کند به احتمال زیاد ارزش پول آن کشور هم کاهش پیدا میکند. سایر اصول کمی ویژهتر هستند، مثلا: قیمت طلا تقریبا معادل ارزش کل پول در گردش تقسیم بر میزان سهام طلا است. اگر قیمت بازار طلا با آنچه که معمولا هست تفاوت بسیاری کند ممکن است نشانه این باشد که موقعیت خوبی برای خرید و فروش در این بازار در پیش است.
بریج واتر در هر بازار قابل تصوری یک دوجین قانون و عوامل تعیینکننده شناسایی کرده است. با وجود این، حتی وقتی اغلب یا تمام این عوامل دال بر تصمیم مشخصی هستند، دالیو تنها به این حساب و کتابهای نرمافزاری تکیه نمیکند. او و دو مدیر دیگر شرکت باید بر سر اینکه سرمایهگذاری در یک حوزه مشخص منطقی به نظر میرسد توافق کنند و تا این توافق اتفاق نیفتد شرکت کاری انجام نمیدهد. این فرایند نشان از تاکید بیش از اندازه شرکت بر روی قضاوت انسانی در جریان سرمایهگذاری دارد و با این حال دالیو همچنان مُصر است که اصول همان است که او طی بیش از سی سال بنا کرده است: «وقتی دارم فکر میکنم که امروز چه اتفاقی میافتد، نیاز دارم که همزمان به این فکر کنم که اتفاقات امروز را چطور در چارچوب تصمیمگیری تعریفشدهمان بگنجانیم؟»او در نهایت معتقد است که پایبندی به تحلیل سیستمی و سرمایهگذاری سیستمی است که بریج واتر را از سایر صندوقهای سرمایهگذاری متمایز میکند: «آدمهای بسیاری را میبینم که بدون دانش مناسب از تاریخچه یک موضوع و بدون داشتن چارچوب معین در مورد آنچه رخ میدهد دست به تحلیل و تصمیمگیری میزنند.» سال 2011 دالیو که از سال 1975 تا آن زمان توانست 50 میلیارد دلار سرمایه جذب کند، موفقترین صاحب صندوقهای سرمایهگذاری در دنیا شناخته شد.